برچسب های پست ‘جولیا کاپوس’

در دفاع از لغزش- شعری از جولیا کاپوس

 

ما نیستیم که اسیر عشق می‌شویم

اوست که طلوع می‌کند در ما

همان‌جور که آهنگی،

خواه سمفونی باشد

خواه تصنیف.

و عشق

به رنگ عسلِ سوخته است

به رنگِ

چای‌ای که آرام

از مجرایی باریک بالا می‌آید

مجرایی به باریکیِ

شکاف‌های حبه‌قندی‌ افتاده در فنجان.

آری

عشق همچون چیزی‌ست.

درست وقتی که نیازش نداریم

وقتی که انتظارش را نداریم

تکه‌ای از ما

انگار برای غُسل کردن

آرام سقوط می‌کند در آن

شانس است

یا مصیبت

هرچی که هست

عشق چکه می‌کند

توی مویرگ‌های‌مان

مجاور می‌شود

به حجره‌های قلب‌مان.

قربانیانیم ما

با خود می‌گوییم:

چیزی نیست

رگ‌های‌مان

عطر وانیل را

می‌نوشد از پوستِ کسی

کسی که چشم‌هایش با تمام سیاهی

ماهرانه می‌درخشند.

می‌گوییم:

هرچند ویرانی بیاورد با خودش

گناهِ ما نیست.

می‌گوییم عشق، حاکم مطلق است

فرمانبردار نخواهد شد.

می‌گوییم

و می‌گوییم

و می‌رسد زمانی

که قانع می‌کنیم خودمان را.

شعر: جولیا کاپوس.

ترجمه: آیدا مرادی آهنی.

عکس: جیمز مائر.

گلف روی باروت
پونز روی دم گربه
بایگانی
برچسب ها