برچسب های پست ‘خسته نباشید’

شاید بهتر است فیلم بسازیم

khasteh

مطلب زیر را می‌توانید در آرشیو روزنامه‌ی قانون (شماره‌ی ۳۶) نیز بخوانید.

بعضی فیلم‌ها هم هستند که از همان ابتدا حد انتظار را به مخاطب نشان می‌دهند و تا انتهای فیلم چندین بار آن حد را به او یادآوری می‌کنند. «خسته نباشید» از دقایق اول، بیننده را متوجه این موضوع می‌کند که قرار نیست فیلمی بلندپرواز ببیند. و از این لحاظ فیلم صادقی است. از همین‌جا می‌توان با دو دید به تحلیل فیلم پرداخت. در نگاه اول «خسته نباشید» فیلمی است سرگرم‌کننده که تنها به صرف داشتن شروع، میانه و پایان؛ همه‌ی اتفاقات و کاراکترها با لحن کمدی داستان به تصویر کشیده می‌شوند. و به منظور سرگرم ماندن خواننده در تمام مدت فیلمْ ورود و خروج عناصر فرعی و الصاق خرده اتفاقات مجاز است. حتی اگر در خدمت داستان نباشند. روشی که ذهن مخاطب سینمای بدنه و تلویزیون، سال‌ها است که مطابق آن تربیت شده. شیوه‌ای که سابقه‌اش به سبک کمدی‌های ایتالیایی‌ و پیکارسک اسپانیایی و نمایش‌نامه‌نویسانی چون علی افراشته ودر ایران خودمان برمی‌گردد. و البته نمونه‌های فراوان سینمای قبل از انقلاب را هم به این مجموعه‌ی الگویی می‌توان اضافه کرد. ورود معلم یا پلیس موتورسوار و ایجاد بهانه‌‌ای فوری و ساده برای همراه شدن شخصیت «مرتضی» با هر کدام از آن‌ها از جمله موارد قابل اشاره هستند. شرایطی که از همان ابتدا کنش‌های سرد کاراکترها مثل رفتار «ماریا» هم نمی‌تواند باعث ایجاد اختلال و بر هم زدن حس بیننده نسبت به پایان خوش و قابل پیش‌بینی داستان باشد. به عبارتی شَک نسبت به وضعیتِ خوشِ پایانی داستان امری محال است. پیدا است که از این زاویه‌ی تحلیلی، «خسته نباشید» را می‌توان در طیف فیلم‌هایی با داستانی سرگرم‌کننده و وفادار به فرمول‌هایی ثابت دانست که در هر سینمایی یافت می‌شود. اما از جنبه‌ی دیگر؛ چنان‌چه همه‌ی ویژگی‌های برشمرده و درنتیجه برچسب‌پذیری فیلم را رد کنیم چه‌طور؟ اگر بپذیریم فیلم تنها جنبه‌ی سرگرم‌کننده‌ یا تبلیغاتی و توریستی طبق آن‌چه برخی معتقدندنداشته بهتر است که دوباره برگردیم به ابتدای بحث. گفتیم صداقت فیلم در این است که تکلیفش را نسبت به بلندپروازانه نبودن خود مشخص می‌کند. اما آیا این صداقت تا انتهای فیلم باقی می‌ماند؟ با استناد که فیلم تنها سرگرم‌کننده نیست چه‌گونه می‌شود دکور خانه‌‌ی روستایی خاله در کوچه‌ای که هنوز آسفالت نشده یا ملاقات و عشق در یک نگاه و نهایتاً پایان کلیشه‌وار «مرتضی» و معلم را توجیه کرد؟ از آن‌جا که در این حالت باید این‌ها را به پای ضعف فیلم‌نامه بگذاریم ارزش فیلم به مراتب پایین‌تر از زمانی خواهد بود که فیلم را متعلق به تیپ خاصی از سینما دانستیم. چرا که یک فیلم‌نامه‌ی ضعیف عملاً غیرقابل بخشش‌تر از فیلم‌نامه‌ی الگویی است. و دیگر این‌که در تحلیل و نگاه دوم، ارزش قسمت‌ّ‌های مثبتی مثل نحوه و جنس دیالوگ‌های «رومن» و مقنی هم فنای سایر نقاط ضعف داستان می‌شود. پس شاید در مواردی بهتر است پذیرفته شود که فیلمی از روی الگوهای رایج و به منظور سرگرمی ساخته شده. چرا که در غیر این صورت فیلم به دلیل مقاومت در برابر برچسب‌پذیری بیشتر زیر سؤال می‌رود و درنتیجه بیشتر ضربه می‌خورد.

شهرهای گمشده

گلف روی باروت
پونز روی دم گربه
صفحه‌ی اصلی
تماس با من
بایگانی
برچسب ها