برچسب های پست ‘جِری فِلوز.’

پنجره‌ای برای یک پسربچه‌ی غمگین- شعری از جِری فِلوز

alexstoddardphotography5

 

ترجمه‌ی این شعر تقدیم به «شیما زارعی» که کنارش رفاقت را مشق می‌کنم.

 

در باغی زمستان‌زده

در نور سرخ هوایی

که سردی‌اش آبستن برف است.

کنار چیزهایی که مرموز می‌جنبند.

پشت تنه‌‌های سرخ درختان،

آن‌سوی شیشه‌ی نازک قندیل‌ها

جانداری‌ست که نفس می‌کشد؛

سایه‌‌ای‌ست کبود، وحشی و غمگین.

 

شعر: جِری فِلوز.

ترجمه: آیدا مرادی آهنی.

عکس: الکس استودارد.

پاسخی به سؤالِ «چه چیز محتمل است؟»- شعری از جِری فِلوز

Untitled 2

یکی از گزینه‌های زیر را انتخاب کنید:

-شاید که زخمی ترمیم شود؛ با پنس‌ها، با بخیه‌ها، با نخ‌هایی که حل می‌شوند در زخم.

-شاید که زخمی ترمیم شود؛ با بال پروانه‌ای.

-شاید که به دور بیفتد سَرتان، گُنگ شود.

-شاید که صدای بال زدنی، موج بیندازد بر آن‌چه نادیدنی‌ست.

شعر: جِری فِلوز.

ترجمه: آیدا مرادی آهنی.

عکس: بیل بنتلی.

گلف روی باروت
پونز روی دم گربه
بایگانی
برچسب ها