برچسب های پست ‘جین اسپرکلند’

تاریکی را باختن- تکه‌ای از شعرِ جین اسپرکلند

نُوامبر

ماهی‌ست که باید روز

مثل کتابی ملال‌آور

تمام شود

هرچه زودتر.

آن بعدازظهر اما

اَبری کوچک

به شکل علامت سؤال

از جلوی خورشید گذشت

و

حل شد در آفتاب.

ساعتْ شش؛

ساعتْ هشت،

ساعتْ دَه.

نور خورشید

هنوز

خیابان مبهوت را

غرق کرده بود.

مثل یک هدیه.

مثل یکی از آن عصرهای تابستانی

وقتی

با گیلاسی در دست

می‌نشستی بیرون

زیر موجِ پروازهای سریع پرستوها.

شعر: جین اسپرکلند.

ترجمه: آیدا مرادی آهنی.

عکس: دیپاک مِنون.

گلف روی باروت
پونز روی دم گربه
بایگانی
برچسب ها