برچسب های پست ‘دیوید کنستانتین’

وادیِ غرق‌شده- شعری از دیوید کنستانتین

greg-nawrat-tenmag-06

اما دریا؛

بی‌تکان نخواهد ماند.

آن پایین زیر آب‌ها،

قبل از تولد مسیح

در میدان مرمریِ وادی

مجسمه‌ی دو عاشق را

تراشیده‌اند.

از آن‌سوی کفِ شیشه‌ای قایق

ظاهر می‌شوند:

بعضی روزها پیدایند

و واضح،

به شفافیت عکس من و تو در یک آینه

مثل دل‌داده‌ها رفتار می‌کنند

مثل آن‌ها امیدوار اند به تکرار دل‌دادگی.

 

ته دریا

در اتاق‌های بی‌سقف وادیِ مغروق،

نقاشی سقفی از ما دو تا نقش می‌گیرد

سرپناهی که آرام

غوطه می‌خورد پایین.

انگار که در حُجره‌های غزلی قدیمی باشند

الصاق شده در جای خودشان

با قافیه‌ها،

به سختی میدانی مرمری

در رُباعی‌هایی

که خط به خط ‌اش

از آن من و تو است.

 

آه محبوب من

تو

و

من

مثل «ما» رفتار خواهیم کرد

مادامی که به درازا بکشد

 

اما

اما آن دو

چه مثل ما باشند چه نه

انگار که امروز

سر پیدا شدن ندارند

گل‌آلود است آب

چرا که؛

دریا بی‌تکان نخواهد ماند.

 

شعر: دیوید کنستانتین.

ترجمه: آیدا مرادی آهنی.

مادل: گِرِگ نُورَت.

عکس: مارچلو کاپیزانو.

گلف روی باروت
پونز روی دم گربه
بایگانی
برچسب ها