برچسب های پست ‘شماره‌ی آخر’

چه کسی از آیدا مرادی آهنی می‌ترسد؟-مطلبی از علی پریسوز درباره‌ی این روزهای «گُلف روی باروت»

مطلب زیر را می‌توانید در وبلاگ آقای علی پریسوز نیز بخوانید.

حجم مطالب و خبرهایی که این روزها ـ لااقل در فضای مجازی ـ درباره‌ی آیدا مرادی آهنی و کتاب جدید او گلف روی باروت منتشر می‌شود، قابل توجه است. در حالی که با توجه به حجم بالای کتاب او، بعید می‌دانم در این مدتِ کم، این تعداد آدم رمانش را خوانده باشند. در بابِ چراییِ این موضوع، گمانه‌های گوناگونی مطرح است.

زنم می‌گوید به‌خاطر این که زنه. اینجا همینه دیگه. راستی چند سالشه؟

یکی از اهالی نشر می‌گوید کدام مطلب؟ کدام خبر؟ خودش شلوغ می‌کنه.

پسرم می‌گوید خب خودتم که داری در همین مورد می‌نویسی!

راست می‌گوید.

اما یک چیز را مطمئنم: آیدا مرادی آهنی به عنوان یک نویسنده‌ی امروزی ـ خوب یا بد ـ به تبلیغات پیش از انتشار، در حین انتشار و پس از انتشارِ کتاب خود توجه کافی دارد و برای آن انرژی می‌گذارد. بیشتر از بسیاری از ناشران ایرانی. پونز روی دم گربه را که یادتان نرفته؟ و این، برادران من، بخشی از درک روح زمانه است. امیدوارم این درک در گلف روی باروت و کتاب‌های بعدی‌اش هم همین‌قدر چشمگیر باشد. آمین.

شهرهای گمشده

گلف روی باروت
پونز روی دم گربه
صفحه‌ی اصلی
تماس با من
بایگانی
برچسب ها