برچسب های پست ‘لیلی گلستان’

واقعاً چرا؟

لیلی گلستان: تا چه اندازه نوشته‌های‌تان همانی است که دل‌تان می‌خواسته باشد؟

احمد محمود: هیچ‌وقت کاملاً همان نیست، یعنی دقیقاً نیست، فکر می‌کنم اگر توانایی ثبت بیشتر از پنجاه درصد ذهنم را داشته باشم، موفق شده‌ام

لیلی گلستان: و وقتی موفق شدید چه احساسی می‌کنید؟

احمد محمود: خوشحال می‌شوم، چون می‌بینم کاری کرده‌ام که دست‌کم «شده». چیزی را که می‌خواسته‌ام تا جایی که ممکن بودهدرآمده، البته نه همه‌ی آن‌چه را که می‌خواسته‌ام؛ کم و بیش همان پنجاه درصدهماهنگی ذهن و دست، گرچه فاصله‌اش خیلی کم است، خیلی مشکل است. آنچه را که آدم فکر کرده غالباً به تمامی به لفظ در نمی‌آید.

پ.ن: حکایت حالگفت‌وگو با احمد محمودلیلی گلستانکتاب مهناز۱۳۷۴.

کمی پیکاسو

«می‌خواهم برای تماشاگران از چیزی پرده‌برداری کنم که بدون من نمی‌توانند آن را کشف کنند. به همین دلیل است که اصرار بر عدم تشابه، بین چشم راست و چشم چپ دارم. یک نقاش نباید آن‌ها را مثل هم نقاشی کند. آن‌ها این چنین نیستند. هدف من این است که چیزها را به حرکت درآورم. و این حرکت با نیروهای روبروی هم، برمی‌انگیزد. این‌چنین می‌توانم بهترین لحظه را به دست آورم

پ.ن: زندگی با پیکاسوفرانسوآز ژیلوترجمه‌ی لیلی گلستانانتشارات آگه.

گلف روی باروت
پونز روی دم گربه
بایگانی
برچسب ها